پیش نوشت:

 

کافر نیستم،

دلم که می گیرد، گریه می کنم به قصد قربت تو.

 

******************************

 

 

اگر بعد از تمام روزهای رفته

که تاب آوردیم

یکی از همین غروب های رو به ماه

تنها بروی

تمام آمدن ها تمام می شوند.

 

(عسل بانو)

 

 

پی نوشت1:

سال هاست که معنای این را نفهمیده ام،

رفت و آمد

یا آمد و رفت

آدم ها می روند که برگردند یا می آیند که بروند؟

 

پی نوشت 2:

     یک شعر خاطره انگیز:

 

آقا گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

نه نه! چه می گویم فقط این که

آیا شما یک لحظه ما را دوست؟

منظور من این که شما با من...

من با شما این قصه ها را دوست...

ای وای! حرفم این نبود اما

سردم شده آب و هوا را دوست...

حس عجیب پیشتان بودن

نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...

از دور می آید صدای پا

حتی همین پا و صدا را دوست...

این بار دیگر حرف خواهم زد

آقا گمانم من شما را دوست...

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
احلام

سلام ودرد نا گهانی افتادم اینجا. شعرهای قشنگی است... من عاشق پاییزم..

شوکران

هرامدنیرارفتنی ست بهترین مثال تولد امدن ومرگ رفتن پس شیوه دنیا رفت وامدی ست وهمیشه دلی پریشان رفتنی ست.شعراقاقشنگه .

سعیده

من چه کنم که کافر تو شدم...؟؟؟[سوال] دلم تنگیده بود ولی پای هیچ جا اومدنش نبود...[ناراحت]

دنیا

ممنون عسل بانوی عزیز خیلی خوندن مطالب وبت لذت بخش بود موفق باشی و پایدار[گل]